فرشته کوچولویه مامانی

بدون عنوان

1394/5/13 3:16
نویسنده : مامان رخساره
353 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم

کیان نااااااز من بزرگ شده،کلی کارای بزرگونه انجام میده قند عسل مامان

مامان جون برات بگم که دایره لغاتت خیلی خیلی زیاد شد،تازه حس مالکیت رو درک میکنی و مثلا میگی مامانه منه ،آب منه و ...

حرفای قشنگی که این روزا میزنی رو برات مینویسم تا یادگار شه

دودولات = شکلات

دودولو = کوچولو

هندونه

بیس = سیب

میز = موز

آلبالو

شلیل

هلو

هربزه = خربزه

مِمِش = کشمش

پاسیل = پاستیل

گل

شلبار = شلوار

شولت=شورت

دس شوری =  دستشویی

جیش

پی پی

اُلاخ = هم الاغ و هم کلاه هههههه

و خیلی چیزهای دیگه

از اسمها هم تقریبا اسم همه بچه های اطرافمون میگی

مهران    مهسا    مُنا=مبینا   علی احمد سعید مسود=مسعود  ستاره   ندا     پورا = پوریا

ما جون = مادر جون    باباجی = باباحاجی    بی بی جی = بی بی جون

به بابایی هم که جدیدا بابا نمیگی و میگی نانِر = نادر

به منم میگی مامان   وقتی میگم بگو مامان رخساره میگی ماما روساره

چند تا فعل رو هم به همراه زمان درست به کار بردنش یاد گرفتی مث:

شچست = شکست که ماشاله خیلی توش ماهری و تا حالا کلی وسیله شکستی بعد اینکه میشکنی میگی مامان شجسسسست

تموم شد هم  که تا چیزی میخوری نموم میشه میگی مامان تمووووووم شد دستاتو هم برمیگردونی به کف دست

اومد    بیا    رفت    اینها رو هم کامل و به جا استفاده میکنی

بوووووس هم که هم میگی و هم انجام میدی ٰمخصوصا بوس کردن منو که دیدنیه کامل دهنتو میزاری رو لبای منو محکم فشار میدی هر کار هم میکنم از لپ ببوسی نمیشه که نمیشه

عاشق آب  بازی کردنی تا در حموم باز شه میدوویی سمتشو هی میگی مامانیییی آب بازی  ولی تنهایی تو حموم نمیمونی و باید منم پیشت باشم

تاب بازی هم کامل میگی و خیلی دوس داری

سرسره رو هم درست تلفظ میکنی جیگر مامان

ههه جیگر هم میگی جیجر

این چند وقته که زیاد میریم بیرون و پارک همش تو پارک در حال دویدن و راه رفتنی

هنوز مشغول پروسه از جیش گرفتن هستیم ولی خیلی همکاری داری و خیلی خیلی پسر خوبی هستی

وقتی مهر نماز میبینی میاری و میزاری رو پیشونیمو میگی الله اکبر

تا در خونمون باز میشه میدویی و میری و در خونه واحد روبرویی مونو میزنی و میگی مُنا که همون مبینا س تا در باز کنن میری تو هههه

برقا رو روشن میکنی و میگی روشنننن

جدیدا از پریدن هم خیلی خوشت میاد میری رو بالشت و میپریو میگی بپپپپررررر

بازی کلاغ پر خیلی دوس داری

عاشق پیچ دادنو وصل کردن هر چیزی به هم هستی و کلا معلومه مث بابایی دست به آچارت خوبه خدا رو شکر

وقتی خوابت میاد میای میچسبی بهم میگی مامااااان لالاااااااا

خلاصه خیلی وروجک شدی و نفس منو بابایی

خیلی دوست داریم خییییییلیییییییییییی

 

تو این دو تا عکس

یکی کلاه باباحاجیو برداشتی  گذاشتی سرت

اون یکی هم که رفتی تو کمدت

 

کیان گلی مشغول دوچرخه سواری که عاشقشی تا میبینی میگی سواااااری

اون یکی هم که از روی میز مبل تشریف بردید رو میز کامپیوتر

کیان و یکتا در حال چی پلت خوردن

کیان و یکتا در حال خاک بازی

جیگررررتووووو

یه روز خیلی خوب و یه پیک نیک عالی

خدا حفظت کنه پسرم

 

 

 

پسندها (1)
نظرات (1) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مائده
18 آبان 94 18:33
ییییییییییه دونه ایییییییییییییییی کیااااااااااننننننننننننننننننم عاشقتم بووووووووس
1