فرشته کوچولویه مامانی

کیان به ددر میرود

سلام گل قشنگم مامانی با تاخیر خیلی زیادی اومدم از ددر رفتن پسرم بنویسم که رفتیم دامداری بابابزرگ این اولین ددر پسرم در فضای باز بود و مامانی کلی دلهره داشتم که یه وقت سرما نخوری یا اذیت نشی و گریه نکنی که خدا رو شکر خیلی پسمل خوبی بودی و کلی  عکس گرفتیم با همدیگه که من عاشق عکس سه نفریمونم تو این روز اینم عکسای اون روز إ سلااااااااااااااام     چرا منو اینجا گذاشتین گناه دارم خو     بای بای شما برین من اینجا جام خوبه     وای حالا چیکا کنم اینا واقعنی رفتنا آهای من جا موندم   إ برگشتین ...
24 ارديبهشت 1393

پایان 3 ماهگی گل پسرم

سلام پسر نازم مامانی باورم نمیشه که 3 ماه از اومدن تو گذشته وای که چقده زود گذشت و چقد لحظات با تو بودن برام شیرینه. روز به روز شیرین تر میشی عسلم وقتی با صدای بلند برای من و بابایی میخندی حس میکنیم دنیا مال ماست وقتی با صداهایی که درمیاری و انگاری داری واسه ما حرف میزنی از خودمون بی خود میشیم مامانی عزیزم تو واقعا شیرینی و میوه عشق من و بابایی هستی و نفسمون به نفست بنده کیانم فدات بشم که الان روبروی من تو کریرت یه دلت خوابه و یکی بیدار عشقم دوووووووووووووووووووووووووووست داریم نانازم   حالا میخوام عکساتو تا سه ماهگی بزارم مامانی کی بشه که واسه من و بابایی حرف بزنی چهار دست و پا بر...
9 ارديبهشت 1393
1