فرشته کوچولویه مامانی

37 هفتگی گل پسرم

سلام کیان مامانی خوشگل مامان خبر داری که دیگه چیزی به اومدنت نمونده مامانم؟ خبر داری شمارش معکوس شروع شده؟!! مامانی شنبه هفته پیش رفتم پیش خانم دکتر و تاریخ تولدت رو برای 1 بهمن انتخاب کردیم. واااااااای نمیدونی چه حالی دارم این روزا عزیز دلم،همش به فکرتم و هزار تا سوال از تو ذهنم رد میشه سالمی؟ چه شکلی هستی؟ غرغرو هستی یا پسر خوبی؟و... فکر واسه روز زایمان هم که از طرف دیگه،اکثر شبا تا ساعت 3 الی 4 صبح بیدارم و خوابم نمیبره ایشاله که سالم میای بغل مامانی و بابایی و ما رو خوشحال میکنی عزیزکم پسرم تقریبا اتاقت کامله و همین یکی دو روزی عکس میگیرم که بزارم تو وبلاگت احساس میکنم دلم واسه همه ای...
22 دی 1392

35 هفتگی

سلام گل پسر مامان عزیزکم دیروز رفتم پیش خانوم دکتر و گفت همه چی خوبه و شما صحیح و سالمی و تاریخ تولدت رو تعیین کرد پسرم عزیزم به خاطر دیابتم باید سزارین شم به خاطر همین تاریخ تولدت از قبل مشخصه،خانوم دکتر گفت از 25 دی به بعد میشه که بیای بغلمون البته تا 14 دی ماه که دوباره برم پیشش میتونیم با بابایی در موردش فکر کنیم و تصمیم قطعی بگیریم.بابایی که بی صبرانه منتظرته و میگه حتی یه روز هم زودتر بیاد بغلم بهتره اما من نمیدونم چه جوریم! به این فک میکنم که دیگه تو وجود من نباشی و من حست نکنم چی میشه ؟... ولی باز میگم در عوض میتونم بغلش بگیرم . یه حس گنگی دارم ولی در عین حال خیلی هم دلم میخواد تو رو به باباییت که بی صبرانه منتظرت...
5 دی 1392
1